اگر نگاهی دقیق به سیره نقل شده در منابع حدیثی و تاریخی پیرامون شکل حجاب حضرت زهراء س و پوشش صورت ایشان صورت پذیرد, می توان به این نتیجه رسید که ایشان با حفظ حجاب و عفاف کامل, برای برخی کارها بیرون از منزل نیز می رفته و پیوسته در خانه نبوده و صورت ایشان نیز پوششی نداشته است ایشان حد متعادل حجاب را رعایت می کرده و این برای زنان مسلمان یک الگوی عملی و کاربردی است

اگر نگاهی دقیق به سیره نقل شده در منابع حدیثی و تاریخی پیرامون شکل حجاب حضرت زهراء (س) و پوشش صورت ایشان صورت پذیرد، می توان به این نتیجه رسید که ایشان با حفظ حجاب و عفاف کامل، برای برخی کارها بیرون از منزل نیز می رفته و پیوسته در خانه نبوده و صورت ایشان نیز پوششی نداشته است؛ ایشان حد متعادل حجاب را رعایت می کرده و این برای زنان مسلمان یک الگوی عملی و کاربردی است.

بی شک، حجاب و حفظ عفاف یکی از ضرورتها و لوازم حضور زن مسلمان در جامعه است. حفظ حجاب برای زنان مراتب گوناگونی دارد که شاید طبق تصور رایج در میان جامعه اسلامی، بالاترین مرتبه اش پس از پوشاندن کل بدن، پوشاندن صورت از مرد نامحرم است. اگر تاریخ زندگانی حضرت فاطمه (س) را در بستر روایات و اخبار تاریخی – به مثابه الگوی زن مسلمان- ورق بزنید می‏بینید که برخی روایات و احادیث بر شدّت مراقبت ایشان و احتیاط فراوانشان از حضور در محافل مردان تأکید می‏کند؛ به عنوان نمونه، طبق اخبار تاریخی هنگامی که پیامبر (ص) پس از ازدواج حضرت زهراء(س) با امیر المؤمنین(ع)، خدمت در خانه را به حضرت زهراء (س) و کار در خارج منزل را به حضرت علی علیه السلام می سپارد، ایشان بسیار شادمان می‏گردد(مجلسی،۱۴۰۳ق، ۴۳/۸۱). نیز وقتی مرد نابینا از فاطمه (س) اذن ورود می‏خواهد، او خود را می‏پوشاند(ابن المغازلی،۱۳۸۵ ش، ۳۸۱). نیز آنجا که می‏گوید : «زمانی یک زن به پروردگارش نزدیک‏تر است که مردان را نبیند و مردی نیز او را نبیند»(مجلسی،۱۴۰۳ق، ۴۳/۵۴). نیز به أسماء بنت عمیس وصیت می‏کند که تابوت سازان تابوتی برایش بسازند تا حتّی پس از کفن شدن نیز بدنش پوشیده باشد(طوسی، بی تا، ۱/۴۶۹)؛ چه بسا از این روایات این گونه برداشت شود که او نزد هیچ مردی نمایان نگشته و صورت او را کسی بجز محرمهای او ندیده است؛ ولی در همین تاریخ زندگانیش نیز مواردی است که خلاف این روش را، دست کم در مساله «پوشاندن صورت» که محل بحث ماست نشان می دهد. به عنوان نمونه زمانی پیامبر (ص) همراه اصحابش بر ایشان وارد می شود و اصحاب پیامبر (ص) زردی صورت او را می بینند و می گویند رخسار او رنگ پریده است(کلینی،۱۳۶۳ش، ۵/۲۲۸). این خبر تاریخی به نوبه خود دلالت دارد که ایشان وقتی با نامحرم روبرو می‏شده، صورتش را نمی‏پوشانده است. باید دید که با استناد به آیات قرآن و شواهد و منابع تاریخی و اخبار و روایات موجود، کدام مطلب واقعیت خارجی داشته و به صحت نزدیک تر است تا از این رو هندسه الگوی حجاب زن مسلمان بیش از پیش کامل گردد.

● پوشش صورت زنان از منظر قرآن

از آنجا که اولین مصدر و منبع استنباط احکام اسلامی در حوزه های گوناگون دینی قرآن است، ابتدا باید دید آیات قرآن کریم چه حدی از حجاب را برای زنان مطرح کرده است. دو آیه از قرآن به صراحت به بحث ما مرتبط است . خداوند سبحان در سوره احزاب می فرمایند:

«یا ایها النبی قل لازواجک وبناتک ونساء المؤمنین یدنین علیهن من جلابیبهن ذلک ادنی ان یعرفن فلا یؤذین وکان الله غفورا رحیما» (احزاب، ۵۹)

{ای پیامبر به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو پوششهای خود را بر خود فروتر گیرند این برای آنکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند [به احتیاط] نزدیکتر است و خدا آمرزنده مهربان است}

طبق این آیه ، زنان باید از گردن تا پایشان را بپوشانند.

در آیه دیگر آمده است:

وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَی جُیُوبِهِنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِینَ غَیْرِ أُوْلِی الْإِرْبَهِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلَی عَوْرَاتِ النِّسَاء وَلَا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ مَا یُخْفِینَ مِن زِینَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَی اللَّهِ جَمِیعًا أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ نور،

{و به زنان با ایمان بگو دیدگان خود را [از هر نامحرمی] فرو بندند و پاکدامنی ورزند و زیورهای خود را آشکار نگردانند مگر آنچه که طبعا از آن پیداست و باید روسری خود را بر سینه خویش [فرو] اندازند و زیورهایشان را جز برای شوهرانشان یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان [همکیش] خود یا کنیزانشان یا خدمتکاران مرد که [از زن] بی‏نیازند یا کودکانی که بر عورتهای زنان وقوف حاصل نکرده‏اند آشکار نکنند و پاهای خود را [به گونه‏ای به زمین] نکوبند تا آنچه از زینتشان نهفته می‏دارند معلوم گردد ای مؤمنان همگی [از مرد و زن] به درگاه خدا توبه کنید امید که رستگار شوید}

طبق این آیه نیز باید روسری خود را که بر سر می کشند ، تا روی سینه خود بیاندازند تا گلو و سینه شان آشکار نباشد.

این آیه هیچ صراحتی در پوشاندن صورت ندارد و هیچ مفسر و مجتهدی از این آیه استنباط نکرده که باید صورت نیز پوشانده شود.

از آنجا که حضرت زهرا (س) دختر حضرت محمد (ص) است ، طبق آیه اول ، او نیز مانند زنان پیامبر (ص) و دیگر زنان، مورد خطاب آیه (ص) است و ایشان مصداق شمول مطرح در آیه دوم نیز هست.

پس هر گونه خطاب در این آیات و هر نوع حجاب و پوشش در این آیات، باید توسط ایشان نیز رعایت گردد.

حال سوال این است که آیا آن چیزی که در این آیات مطرح شده، حد میانه است و رعایت بیشتر از آن نیز می تواند وجه شرعی داشته باشد یا اینکه رعایت بیشتر از آنچه در فحوای آیه آمده، واجب ، لازم و ضروری است؟

در جواب باید گفت که آنچه دو آیه یاد شده، مطرح کرده، حد ضروری و اعلای حجاب است و اگر در صورت زن نیز آرایش و یا زیوری باشد ، در این صورت باید چهره خود را نیز بپوشاند. در غیر این صورت، پوشاندن صورت ، ضرورتی ندارد، چرا که طبق نص صریح آیه اول نپوشاندن صورت موجب شناخته شدن در جامعه می شود و زن می تواند به کارهای روزمره خود بپردازد و با دیگران معاشرت داشته باشد.

● پوشش صورت حضرت زهرا (س) از منظر روایات

حال باید دید که آیا سیره حضرت زهرا (س) نیز آنچه را در پیش آمد تایید می کند یا اینکه ایشان صورت خود را نیز می پوشانده است؟

با کنکاش در منابع حدیثی و تاریخی، به دو گونه روایت در مورد نوع پوشش و حجاب حضرت فاطمه (س) می توان دست یافت:

الف) روایات گونه اوّل

روایاتی وجود دارد که نشان می دهد که ایشان بسیار مراقب بوده تا نامحرم او را نبیند و از دید نامحرمان دور باشد. به عنوان نمونه:

۱- مرحوم مجلسی به نقل از « قرب الإسناد » از سندی بن محمّد از ابوالبختری از امام صادق علیه السلام از پدرش امام باقر علیه السلام روایت کرده است:

«تقاضی علیّ و فاطمه إلی رسول الله صلی اللَّه علیه و آله فی الخدمه فقضی علی فاطمه بخدمه ما دون الباب، و قضی علی علیّ بما خلفه قال: فقالت فاطمه: فلا یعلم ما داخلنی من السرور إلّا الله بإکفائی رسول الله صلی اللَّه علیه و آله تحمّل رقاب الرجال» (مجلسی،۱۴۰۳ق، ۴۳/۸۱).

[علی و فاطمه از رسول‏خدا (ص) تقاضا کردند تا برنامه زندگیشان را بر ایشان تعیین کند؛ پس پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم خدمت درون خانه را به عهده فاطمه علیها السلام گذاشت و کارهای خارج از منزل را به علی علیه السلام سپرد؛ پس فاطمه گفت : میزان خوشحالی و شادمانی مرا کسی جز خداوند نمی‏داند؛ زیرا رسول‏خدا صلی الله علیه وآله وسلم مرا از تحمل معامله با مردان رها و بی‏نیاز کرد ].

۲- ابن المغازلی به سندش از علی (ع) روایت کرده است:

«فاطمه بنت رسول الله صلی اللَّه علیه و آله استأذن علیها أعمی فحجبته فقال لها النبیّ: «لم حجبتیه و هو لا یراک؟ فقالت: یا رسول الله إنْ لم یکن یرانی فإنّی أراه و هو یشمّ الریح، فقال النبیّ صلی اللَّه علیه و آله: أشهد أنّک بضعه منّی». ( ابن المغازلی، ۱۳۸۵ ش ،۳۸۱؛ راوندی، بی تا ،۱۳-۱۴؛ ابن یوسف حلی،۱۴۰۸ ق ،۲۲۴؛ ابن حاتم عاملی، بی تا، ۴۵۷؛ مجلسی،۱۴۰۳ق، ۴۳/۹۱؛ نوری،۱۴۰۸ ق ، ۱۴/۲۸۹؛ بروجردی،۱۳۹۹ ق ، ۲۰/۲۹۹)

[شخصی نابینا از فاطمه دختر رسول‏خدا صلی الله علیه وآله وسلم اجازه ورود خواست ، پس فاطمه خود را از او پوشاند ؛ پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم به او گفت : «چرا خود را از او پوشاندی در حالی که او تو را نمی‏بیند ؟ پس گفت : ای رسول‏خدا اگر او مرا نمی‏بیند ، من که او را می‏بینم و او بوی مرا استشمام می‏کند ؛ پس پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم گفت : گواهی می‏دهم که تو پاره تن من هستی].

۳- مجلسی به نقل از « نوادر» راوندی روایت کرده است :

« سأل رسول الله صلی اللَّه علیه و آله أصحابه عن المرأه ماهی؟ قالوا: عوره قال: «فمتی تکون أدنی، من ربّها؟ فلم یدروا، فلّما سمعت فاطمه علیهاالسلام ذلک قالت: أدنی ما تکون من ربّها أن تلزم قعر بیتها، فقال رسول الله: إنّ فاطمه بضعه منّی»( مجلسی،۱۴۰۳ق، ۴۳/۹۲ و ۱۰۰/۲۵۰؛ راوندی، بی تا ،۱۱۹؛ ابن مغازلی،۱۳۸۵ ش، ۳۸۱؛ ابن أشعث کوفی، بی تا، ۹۵؛ ترمذی،۱۴۰۳ق، ۳/۴۷۶؛ طبرانی، بی تا ، ۱۰/۱۱۰و۱۱۵و ۱۴۱۵ق، ۳/۱۸۹و ۸/۱۰۱ ؛ هیثمی،۱۴۰۸ ق، ۹/۲۰۲؛ نوری،۱۴۰۸ ق ، ۱۴/۱۸۲).

[رسول‏خدا صلی الله علیه وآله وسلم از اصحابش پرسید که زن چیست؟ گفتند : عورت است [ : باید از دیدگان نامحرمان پوشیده باشد ] ؛ فرمود : « چه زمانی زن به پروردگارش نزدیک‏تر است؟»، آنان ندانستند ؛ پس فاطمه علیها السلام آن را شنید و گفت : «زمانی زن به پروردگارش نزدیک‏تر است که درون خانه بنشیند؛ پس رسول‏خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمود : همانا فاطمه پاره تن من است ].

۴- از امام علی علیه السلام روایت شده است :

«کنّا جلوساً عند رسول الله صلی اللَّه علیه و آله فقال: أخبرونی أیّ شی ء خیر للنساء فعیینا بذلک کلّنا حتّی تفرّقنا، فرجعت إلی فاطمه فأخبرتها الذی قال لنا رسول الله صلی اللَّه علیه و آله و لیس أحد منّا علمه و لا عرفه فقالت: ولکنی أعرفه، خیر للنساء أن لا یرین الرجال و لا یراهنّ الرجال، فرجعت إلی رسول الله صلی اللَّه علیه و آله فقلت: یا رسول الله سألتنا أیّ شی ء خیر للنساء و خیر لهنّ أن لا یرین الرجال و لا یراهن الرجال، قال: مَن أخبرک و أنت عندی؟ قلت فاطمه: فأعجب ذلک رسول الله صلی اللَّه علیه و آله و قال: إنّ فاطمه بضعه منّی» (مجلسی،۱۴۰۳ق، ۴۳/۵۴) .

[نزد رسول‏خدا صلی الله علیه وآله وسلم نشسته بودیم ؛ ایشان فرمود : مرا خبر دهید که چه چیز برای زنان بهتر است؟ همگی از جواب درماندیم تا این که در نهایت متفرق شدیم ؛ من به سوی فاطمه بازگشتم و از آنچه رسول‏خدا صلی الله علیه وآله وسلم به ما گفته بود او را با خبر کردم و گفتم که هیچ کدام از ما جواب آن را نمی‏دانستیم و از آن شناختی نداشتیم ؛ پس فاطمه گفت : ولی من جواب آن را می‏دانم؛ برای زنان بهتر این است که مردان را نبینند و مردان نیز آنان را نبینند ؛ پس به سوی رسول‏خدا صلی الله علیه وآله وسلم بازگشتم و گفتم : از ما درباره این پرسیدی که چه چیز برای زنان بهتر است؟ [ باید بگویم : ] برای زنان بهتر آن است که مردان را نبینند و مردان نیز آنان را نبینند ؛ پیامبر فرمود : چه کسی تو را از این جواب با خبر کرد در حالیکه تو نزد منی ؟ گفتم : فاطمه ؛ پس رسول‏خدا صلی الله علیه وآله وسلم از این مسأله به شگفت در آمد و گفت : همانا فاطمه پاره تن من است].

● نکته :

این روایت معروف با عبارت های گوناگونی که چندان تفاوتی در مضمون با هم ندارند، در منابع پرشماری از کتاب های حدیثی، اخلاقی و تاریخی شیعه و اهل سنت موجود است (نک: هیثمی،۱۴۰۸ ق ، ۴/۲۵۵ و ۹/۲۰۲؛ ذهبی، بی تا، ۴/۶۰؛ ابن جوزی،۱۴۰۵ق، ۳۶؛ ابن صبان، بی تا، ۱۹۱؛ ابن شهر آشوب، بی تا ، ۳/۳۴۱؛ ابن مغازلی،۱۳۸۵ ش، ۳۸۱ ؛ اربلی،۱۴۰۵ ق، ۱/۴۶۶ و ۲/۲۳؛ طبرسی، حسن بن فضل،۱۳۹۲ ق، ۲۶۷؛ متقی هندی،۱۴۰۹ ق، ۸/۳۱۵ و ۱۶/۶۰۱؛ مجلسی،۱۴۰۳ق،۱۰۱/۳۶ و ۱۰۰/۲۳۸ و ۳۷/۶۹ و ۴۳/۸۴؛ حر عاملی،۱۴۰۳ ق ، ۱۴/۴۳؛ مقدس اردبیلی،۱۴۱۴ ق، ۱۲/۴۲۳؛ تستری،۱۳۲۶ق، ۱۰/۲۲۳ و ۲۵۷؛ مسائل الجاهلیه، بی تا، ۴۸؛ مناوی، بی تا،۳۰؛ صالحی شامی،۱۴۱۴ ق، ۱۱/۴۵ و…).

۵- ابن شهر آشوب از أنس بن مالک روایت کرده است:

«سألت أمّی عن صفه فاطمه فقالت: کانت کأنها القمر لیله البدر أو الشمس کفرت غماماً أو خرجت من السحاب، و کانت بیضاء بضّه»( ابن شهرآشوب، بی تا، ۳/۳۵۶؛ حاکم نیشابوری، بی تا، ۳/۱۶۱؛ طبری، ۱۴۱۳ ق، ۱۵۰؛ مجلسی،۱۴۰۳ق،۴۳/۶؛ زرندی حنفی،۱۳۷۷ق،۱۸۰؛ امینی،۱۳۹۷ ق، ۳/۱۸).

[از مادرم درباره ویژگی فاطمه علیها السلام پرسیدم؛ پس گفت : او مانند ماه شب چهارده بود یا نظیر خورشیدی بود که ابرها او را پوشانده باشند یا خورشیدی که از زیر ابرها خارج شده باشد ؛ رنگ او سفید لطیف و مخصوصی بود ].

● تحلیل روایات

از میان پنج روایت بیان شده، پاره‏ای صراحت داشت که ایشان به شدت مواظبت می‏نموده و تا حد ممکن مراقب بوده تا نامحرم – هر چند نابینا باشد – او را نبیند؛ همچنان که در روایت دوم آمده است او خود را از شخص نابینا پوشاند تا آن شخص را نبیند هر چند او نابینا بود و فاطمه (س) را نمی‏دید.

همچنان که دیدید فاطمه (س) سؤال پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم از اصحابش – که امام علی علیه السلام هم جزو آنان بود – را این گونه جواب داده که برای زنان بهتر است که مردان را نبینند و مردان نیز آنان را نبینند. پس در این صورت چگونه او این جواب را می‏دهد ولی به آن عمل نمی‏کند؟! این از محالات است.

صریح‏تر از همه این‏ها روایت أنس است وقتی که درباره ویژگی زهرا (س) و شمایل ایشان از مادرش می‏پرسد؛ أنس کسی است که در طول حیات پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم در مدینه به او خدمت کرده است؛ اگر او فاطمه، صورت او و شمایل او را دیده بود، پس مجالی برای پرسش از مادرش درباره ویژگی ایشان باقی نمی‏ماند!؛ پس ظاهرا صورت حضرت را ندیده است.

نکته ای که درباره روایت چهارم دارای اهمیت است آن است که ظاهرا پرسش رسول خدا(ص) برای اظهار عظمت مقام حضرت فاطمه (س ) بوده، و از این رو امام علی (ع) پاسخ پرسش را در مجلس بیان نکرده است.

ب) روایات گونه دوم

دسته دوم از این روایات ، روایت جابر بن عبداللَّه انصاری و عمران بن حصین و دیگران است که حکایت از آن دارد که آنها حضرت فاطمه صدیقه (س) و حتی زردی سیمای او را که بر اثر گرسنگی ایجاد شده بوده، دیده‏اند .

۱- کلینی از « عدّه » از برقی از اسماعیل بن مهران از عبید بن معاویه از معاویه بن شریح از سیف بن عمیره از عمرو بن شمر از جابر از ابوجعفر امام باقر علیه السلام از جابر بن عبداللَّه انصاری روایت کرده است :

«خرج رسول الله صلی اللَّه علیه و آله یرید فاطمه و أنا معه، فلمّا انتهینا إلی الباب وضع یده علیه فدفعه ثمّ قال: السلام علیکم، فقالت فاطمه علیهاالسلام: علیک السلام یا رسول الله، قال: أدخل؟ قالت: ادخل یا رسول الله. قال: أدخل أنا و مَن معی؟ فقالت: یا رسول الله لیس علیّ قناع، فقال: یا فاطمه خذی فضل ملحفتک، فقنّعی به رأسک ففعلت ثمّ قال: السلام علیکم، فقالت: و علیک السلام یا رسول الله قال: أدخل؟ قالت: نعم ادخل یا رسول الله قال: أنا و مَن معی؟ قالت : أنت و من معک، قال جابر: فدخل رسول الله و دخلت أنا و إذا وجه فاطمه أصفر کأنّه بطن جراده، فقال رسول الله: مالی أری وجهک أصفر؟ قالت: یا رسول الله الجوع، فقال: اللهمّ مُشبع الجوعه و رافع الضیعه، أشبع فاطمه بنت محمد، فقال جابر: فو الله فنظرت إلی الدم ینحدر من قصاصها حتّی عادت وجهها أحمر، فما جاعت بعد ذلک الیوم» ( کلینی،۱۳۶۳ش‏، ۵/۲۲۸؛ مجلسی،۱۴۰۳ق، ۴۳ / ۶۲؛ حر عاملی،۱۴۰۳ ق، ۱۴/۱۵۸و ۲۳/۵۵؛ نراقی،۱۴۱۹ ق، ۱۶/۴۷؛ نوری،۱۴۰۸ ق، ۸/۳۶۸و ۱۴/۲۸۲؛ طبرسی،علی، ۱۴۱۸ ق، ۳۴۳).

[رسول‏خدا صلی الله علیه وآله وسلم به سوی فاطمه (س) خارج شد ؛ من با او بودم؛ وقتی به درب خانه او رسیدیم دستش را روی درب گذاشت و آن را کوبید سپس گفت : سلام بر شما ؛ پس فاطمه گفت : علیک السلام ای رسول‏خدا؛ پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم گفت : داخل شوم؟ فاطمه علیها السلام گفت یا رسول اللَّه وارد شو ، پیامبر فرمود : من با کسی که با من است وارد شوم؟ فاطمه گفت : یا رسول اللَّه من مقنعه ندارم ، پیامبر فرمود : گوشه لباس خود را مقنعه کن ؛ وقتی فاطمه علیها السلام این کار را کرد رسول‏ خدا فرمود : السلام علیکم؛ فاطمه گفت : وعلیک السلام، ای رسول‏خدا! فرمود : اجازه هست که داخل شوم؟ فاطمه گفت : آری ای رسول‏ خدا وارد شو؛ فرمود : با این شخص که همراه دارم داخل شوم؟ گفت : آری شما و کسی که همراه شماست با هم وارد شوید ؛ جابر گوید : پیامبر داخل شد و من هم داخل شدم؛ صورت مبارک فاطمه علیها السلام مثل شکم ملخ زرد شده بود؛ رسول‏خدا صلی الله علیه وآله وسلم به او فرمود : چرا صورتت زرد شده است؟! گفت : از شدّت گرسنگی ؛ پس پیامبر دعا کرد و گفت : ای خداوندی که گرسنگان را سیر می‏کنی و سختی و مشقّت را رفع می‏نمایی! فاطمه دختر محمّد را سیر گردان؛ جابر گوید: به خدا قسم که خون زیر پوست صورت فاطمه علیها السلام طوری جریان یافت که صورتش قرمز و گلگون شد و پس از آن روز دیگر گرسنه نشد ].

نکته:

طبری آملی و ابو نعیم اصفهانی نیز حدیث « عیادت » را روایت کرده‏اند با این تفاوت که آن دو از علی علیه السلام و جابر بن سمره روایت کرده‏اند ولی مضمون روایتشان نزدیک به مضمون روایت کلینی است؛ طبری این روایت را به سندش از زید بن علی از پدرانش از علی علیه السلام این گونه روایت کرده است :

«فاطمه بنت محمد نبیّ الله صلی اللَّه علیه و آله مرضت فی عهد رسول الله فأتاها نبیّ الله عائداً لها فی نفر من أصحابه فاستأذن فقالت: یا أبه لا تقدر علی الدخول علیّ، إنّ علیّ عباءه إذا غطّیت بها رأسی انکشفت رجلای و إذا غطّیت بها رجلای انکشف رأسی، فلفّ رسول الله ثوبه و ألقاه إلیها فتستّرت به…». (طبری آملی، بی تا، ۲۴۶.)

[فاطمه دختر رسول‏خدا صلی الله علیه وآله وسلم در دوران حیات رسول اللَّه صلی الله علیه وآله وسلم بیمار شد ؛ پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم همراه با گروهی از اصحابش به عیادت او آمد و اذن ورود خواست ؛ پس فاطمه گفت : ای پدرم! نمی‏توانی بر من وارد شوی زیرا عبایی بر تن دارم که هرگاه سرم را با آن بپوشانم دو پایم آشکار می‏گردد و هرگاه دو پایم را با آن بپوشانم سرم پیدا می‏شود؛ پس رسول‏خدا صلی الله علیه وآله وسلم لباس خود را پیچید و آن را سوی او انداخت و فاطمه علیها السلام خود را با آن پوشاند… ].

ابو نعیم نیز این روایت را در « حلیه الأولیاء » به سندش از جابر بن سمره این گونه روایت کرده است :

«جاء نبیّ الله صلی اللَّه علیه و آله فجلس فقال: «إنّ فاطمه وجعه فقال القوم: لو عدناها، فقام مشی حتّی انتهی إلی الباب، و الباب علیها مصفق قال: فنادی: شدّی علیک ثیابک فإنّ القوم جاؤوا یعودونک فقالت: یا نبیّ الله ما علیّ إلّا عباءه قال: فأخذ رداءه فرمی به إلیها من وراء الباب فقال: شدّی بهذا رأسک فدخل و دخل القوم…». (ابونعیم،۱۴۰۷ق، ۲/۴۲)

[ پیامبر خدا صلی الله علیه وآله وسلم آمد و نشست و گفت : فاطمه نا خوش است و کسالت دارد؛ ای کاش از او عیادت می‏کردیم؛ پس برخاست و رفت تا این که به درب خانه او رسید ؛ روی درب کوبه‏ای بود؛ رسول‏خدا صلی الله علیه وآله وسلم ندا سر داد : با لباسهایت خوب خودت را بپوش زیرا این قوم آمده‏اند تا عیادتت کنند؛ پس گفت : ای پیامبر خدا! من فقط عبایی بر تن دارم ؛ پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم ردای خود را گرفت و آن را از پشت درب به سوی او انداخت و گفت : با این سرت را خوب بپوش ؛ پس پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم وارد شد و سپس قوم آن وارد شدند… ].

خوارزمی نیز این روایت را از عمران بن حصین روایت کرده و در آن آمده است :

«فقالت: یا أبتاه فوالله ما علیّ إلّا عباءه فقال لها: اصنع بها کذا اصنعی بها کذا، و علمها کیف تسترها فقالت: و الله ما علی رأسی من خمار فأخذ خلق ملاءه کانت علیه فقال: اختمری بها» (خوارزمی، بی تا، ۳/۷۹)

[پس فاطمه علیها السلام گفت : ای پدرم! به خدا سوگند که جز عبایی بر تن ندارم ؛ پس پیامبر صلی الله علیه وآله به او فرمود : این طوری که من نشانت می‏دهم خودت را بپوش ؛ پیامبر صلی الله علیه وآله به فاطمه علیها السلام یاد داد که چگونه خود را بپوشاند ؛ پس فاطمه گفت : من مقنعه بر سر ندارم؛ پس پیامبر صلی الله علیه وآله ملحفه کهنه‏ای را که به خود بسته بود گرفت و به او داد و گفت : این را مقنعه خودت قرار بده ].

غزالی نیز این روایت را در إحیاء العلوم نقل کرده به گونه ای که در فرازی از آن آمده است :

« فقالت: هذا جسدی قد واریته فکیف برأسی فألقی إلیها ملاءه کانت علیه خلقه، فقال: شدّی بها رأسک…» (غزالی،۱۴۱۲ ق، ۴/۱۱۷)

[پس فاطمه گفت : من بدنم را پوشاندم، پس سرم را چگونه بپوشانم؟ پس پیامبر صلی الله علیه وآله ملحفه کهنه‏ای را که به خود بسته بود گرفت و به سوی او انداخت و گفت : با این سرت را خوب بپوش… ].

۲- از عمران بن حصین نقل شده است :

«إنّی لجالس عند النبیّ إذا أقبلت فاطمه فقامت بحذاء النبیّ صلی اللَّه علیه و آله مقابله فقال: «ادنی یا فاطمه، فدنت دنوّه ثمّ قال: ادنی یا فاطمه، فدنت دنوّه ثمّ قال: ادنی یا فاطمه فدنت دنوّه حتّی قامت بین یدیه، قال عمران: فرأیت صفره قد ظهرت علی وجهها و ذهب الدم، فبسط رسول الله صلی اللَّه علیه و آله بین أصابعه ثمّ وضع کفّه بین ترائبها فرفع رأسه قال: اللهمّ مشبع الجوعه و قاضی الحاجه و رافع الوضعه لا تجع فاطمه بنت محمد، فرأیت صفره الجوع قد ذهبت عن وجهها و ظهر الدم، ثمّ سألتها بعد ذلک فقالت: ما جعت بعد ذلک یا عمران». (هیثمی،۱۴۰۸ ق، ۹/۲۰۴؛ ؛ زرندی،۱۳۷۷ق، ۱۹۱؛ ابن یوسف حلی،۱۴۰۸ ق، ۲۵۵)

[من نزد پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم نشسته بودم که فاطمه آمد و مقابل پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم ایستاد؛ پس پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم گفت : « ای فاطمه! نزدیک بیا پس نزدیک او شد؛ سپس گفت : ای فاطمه! [ باز هم ] نزدیک بیا، پس نزدیک او شد؛ سپس گفت : ای فاطمه! [ باز هم ] نزدیک بیا؛ پس نزدیک شد تا این که مقابل پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم ایستاد؛ عمران گوید : دیدم که زردی‏ای در صورت او نمایان گشته و کم خون شده است؛ پس رسول‏خدا صلی الله علیه وآله وسلم میان انگشتان خود را باز کرد و سپس کف دستش را میان سینه او گذاشت و سرش را بلند کرد و گفت : خداوندا! ای سیر کننده گرسنه و ای روا کننده حاجت و ای برطرف کننده مشکلات و زداینده خواری و پستی ! فاطمه دختر محمّد را گرسنه نگذار ! پس دیدم که زردی گرسنگی از صورت او رفت و خون در زیر پوست صورتش هویدا شد [ و کم خونی‏اش بر طرف گردید ] ؛ سپس از فاطمه علیها السلام بعد از آن قضیه پرسیدم و او گفت : ای عمران ! پس از آن روز دیگر گرسنه نماندم ].

● نکته:

همین روایت در بحارالانوار نقل شده و در فراز ابتدایی آن این گونه آمده:

«إذا أقبلت فاطمه و قد تغیّر وجهها من الجوع…»( مجلسی،۱۴۰۳ق، ۴۳/۲۷).

[وقتی فاطمه آمد(س)، درحالی که رنگ صورتش از شدّت گرسنگی تغییر کرده بود…].

۳- مرحوم مجلسی به نقل از « مهج الدعوات » از عبداللَّه بن سلمان فارسی از پدرش (سلمان فارسی) نقل کرده است :

«خرجت من منزلی یوماً بعد وفاه رسول الله صلی اللَّه علیه و آله بعشره فلقینی علیّ بن أبی طالب علیه السلام ابن عمّ الرسول محمد فقال لی: «یا سلمان جفوتنا بعد رسول الله صلی اللَّه علیه و آله فقلت: حبیبی أباالحسن مثلکم لا یُجفی غیر أنَّ حزنی علی رسول الله صلی اللَّه علیه و آله طال، فهو الذی منعنی من زیارتکم فقال علیه السلام: یا سلمان ائت منزل فاطمه بنت رسول الله صلی اللَّه علیه و آله فإنها إلیک مشتاقه ترید أن تتحفک بتحفه قد أتحفت بها من الجنّه، قلت لعلی علیه السلام: قد أتحفت فاطمه علیهاالسلام بشی ء من الجنّه بعد وفاه رسول الله صلی اللَّه علیه و آله؟ قال: نعم، بالأمس. قال سلمان الفارسی: فهرولت إلی منزل فاطمه علیهاالسلام بنت محمد فإذا هی جالسه و علیها قطعه عباء إذا خمرّت رأسها انجلی ساقها، و إذا غطّت ساقها انکشف رأسها، فلما نظرت إلیّ اعتجرت ثمّ قالت…» ( مجلسی،۱۴۰۳ق، ۴۳/۶۶ و ۹۲/۳۷)

[ ده روز پس از وفات رسول‏خدا صلی الله علیه وآله وسلم از منزل خارج شدم؛ علی بن ابیطالب پسر عموی رسول‏خدا حضرت محمّد صلی الله علیه وآله وسلم مرا دید و گفت : ای سلمان! تو پس از وفات رسول‏خدا صلی الله علیه وآله وسلم به ما جفا کردی! گفتم : ای حبیب من ! ای اباالحسن ! درباره شما جفا نشده ، چیزی که مرا از زیارت شما محروم نموده غم و اندوه طولانی من به خاطر رحلت رسول‏خدا صلی الله علیه وآله وسلم می‏باشد، علی علیه السلام گفت : ای سلمان! بیا به منزل فاطمه دختر رسول‏خدا صلی الله علیه وآله وسلم چرا که او مشتاق دیدار توست و می‏خواهد از آن تحفه‏ای که از بهشت برایش آمده به تو عطا کند؛ به علی علیه السلام گفتم : آیا پس از رحلت رسول‏خدا صلی الله علیه وآله وسلم برای فاطمه از بهشت تحفه‏ای آمده است؟ گفت : بله دیروز آمده ؛ سلمان فارسی گوید : به سوی منزل فاطمه دختر محمّد صلی الله علیه وآله وسلم دویدم ؛ پس از ورود دیدم که فاطمه نشسته و عبایی بر تن دارد و هرگاه آن را روی سر خود می‏کشد پاهایش پیدا می‏شوند و هرگاه پای خود را به وسیله آن می‏پوشاند سر مبارکش پیدا می‏شود؛ وقتی چشم او به من افتاد ، آن عبا را به سر خود پیچیده و گفت…].

۴- از محمود بن لبید نقل شده است :

«لما قبض رسول الله صلی اللَّه علیه و آله کانت فاطمه تأتی قبور الشهداء و تأنی قبر حمزه و تبکی هناک…» (خزاز قمی،۱۴۰۱ق، ۱۹۸)

[وقتی رسول‏خدا صلی الله علیه وآله وسلم از دنیا رحلت فرمود، فاطمه نزد قبور شهیدان می‏آمد و در کنار قبر حمزه (رضی اللَّه عنه ) درنگی می‏کرد و در آنجا می‏گریست… ].

● نکته:

شبیه همین روایت را نیز مجلسی آورده که می گوید:

«ایشان هر هفته، روزهای شنبه به سوی مزار شهدای احد می شتافت و برای حمزه علیه السلام و دیگر شهدای احد طلب آمرزش و علو درجات می نمود»(مجلسی،۱۴۰۳ق، ۴۳/۹).

۵- شیخ صدوق به سندش از ابو ایوب انصاری روایت کرده است :

«إنّ رسول الله صلی اللَّه علیه و آله مرض مرضه فأتته فاطمه تعوده و هو ناقه من مرضه، فلمّا رأت ما برسول الله صلی اللَّه علیه و آله من الجهد و الضعف خنقتها العبره حتّی جرت دمعتها علی خدّها فقال النبیّ صلی اللَّه علیه و آله: لها یا فاطمه…». ( مجلسی،۱۴۰۳ق، ۴۳/۹۸؛ بحرانی،۱۳۹۷ ق، ۱/۴۱۳)

[رسول‏خدا صلی الله علیه وآله وسلم بیمار گشت؛ فاطمه علیها السلام نزدش آمد تا او را عیادت کند؛ پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم از شدّت بیماری‏اش رنج می‏برد ؛ پس وقتی فاطمه علیها السلام رنج و مشقت و ضعف رسول‏خدا صلی الله علیه وآله وسلم را دید بغض گلویش را گرفت تا آنجا که اشکش بر گونه‏اش جاری شد؛ پس پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم به او گفت : ای فاطمه! …].

● تحلیل روایات

مضمون این دسته روایات آن است که پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم به فاطمه (س) دستور داده تا مقنعه بپوشد و سرش را بپوشاند تا او و اصحابش از او عیادت کنند؛ بی‏شک مقنعه یا روسری تنها سر را می‏پوشاند نه صورت را؛ باید خوب توجه داشت که پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم نگفته : « استری وجهک » [ : صورتت را بپوشان ] بلکه گفته : «خذی فضل ملحفتک فقنّعی به رأسک » [: دنباله اضافی ملحفه‏ات را بگیر و سرت را با آن بپوشان و آن را مقنعه ات کن]؛ این مطلب از روایت « جابر بن عبداللَّه »، روایت « عمران بن حصین » و روایت « جابر بن سمره » بر می‏آید، به طوری که رسول‏خدا صلی الله علیه وآله وسلم دستور داده تا فاطمه (س)، با ردای او، خوب سرش را بپوشاند، پس از آن که فاطمه گفت : من فقط عبایی بر تن دارم.

در این صورت اگر چیزی بیش از مقنعه بر سر کردن و معجر [ : نوعی پوشش سر برای زنان عرب ] پوشیدن بر فاطمه علیها السلام واجب بود حتماً پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم به این امر دستور می‏داد و او بیش از آن خود را می‏پوشاند به طوری که حتّی صورتش هم آشکار نباشد.

نیز از این دسته روایات برداشت می‏شود که اصحاب پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم وقتی بر فاطمه علیها السلام وارد شدند به او و صورتش نگاه کردند در حالی که صورت او بر اثر گرسنگی زرد گشته بود که این مساله در روایت «جابر بن عبداللَّه » و « عمران » به صراحت آمده است.

● جمع بندی دو گونه روایت

به نظرمی رسد این گونه می‏توان بین این دو دسته روایت جمع نمود که حضرت فاطمه صلی الله علیه وآله وسلم از نمایان گشتن میان مردان به شدّت دوری و پرهیز می‏نموده است، همچنان که وقتی پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم او را از انجام کارهای بیرون خانه معاف می‏دارد ، بسیار شادمان می‏گردد واز سویی وقتی مردی نابینا از او اجازه ورود می‏خواهد، خود را از آن نابینا می‏پوشاند و این از آن روست که ایشان این حالت را برای خود گناه می‏شمرد هر چند برای دیگران گناهی محسوب نگردد ؛ این مسأله از باب قاعده « حسنات الأبرار سیّئات المقرّبین » [ : نیکی‏های نیکوکاران، گناهان مقرّبان است ] می‏باشد.

پس در این صورت مراد از عبارت « برای زنان بهتر آن است که مردان را نبینند و مردان نیز آنان را نبینند » که در متن حدیث منقول از امام علی(ع)، نظر با « ریبه» [ : نگاه با لذت ] – همچنان که برخی احتمال داده‏اند – نیست چرا که وقتی شخص نابینا از فاطمه علیها السلام اجازه ورود خواست ، ایشان به این جمله استشهاد کرد و باید گفت آن شخص نابینا از مصادیق کسانی نبوده است که او را می‏بینند.

امّا آنچه فهم این مساله را آسان می‏گرداند این است که حضرت فاطمه علیها السلام بر وجوب این کار استدلال نکرده بلکه سؤال پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را این گونه جواب داده است: «این کار برای زن بهتر است»؛ زیرا پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم نگفت : « أیُّ شیٍ یجب علی النساء؟ » [ : چه چیزی بر زنان واجب می‏باشد؟ ] ، بلکه فرموده است : « أیُّ شیٍ خیر للنساء » [ : چه چیز برای زن بهتر است ]؛ پس این عبارت، وجوب را نمی‏رساند.

افزون بر حجاب زن که همان پوشش است، بر اوست که از رفت و آمد و ارتباط با شخص بیگانه و نامحرم پرهیز کند همچنان که فاطمه علیها السلام این کار را کرده و گفته است که این گونه بودن برای زن بهتر است ؛ این مسأله به جهت رعایت حال زن و حفظ کرامت و بزرگواری و ارزش اوست ، هر چند بر او واجب نمی‏باشد.

در این صورت از روایات دسته اول، وجوب پوشاندن صورت برداشت نمی‏گردد ؛ با توجه به روایات دسته دوم، عدم وجوب پوشاندن صورت – به هنگام رویارویی با شخص بیگانه – قابل برداشت است، همچنان که عملکرد حضرت زهرا علیها السلام از نظر گذشت.

پس می توان نتیجه گرفت که به احتمال فراوان، حجاب حضرت فاطمه علیها السلام علاوه بر پوشاندن بدن، پوشاندن سر توسط روسری یا مقنعه به اندازه مورد نیاز و ضروری بوده، نه پوشاندن سر به همراه صورت؛ پس ایشان صورت خویش را نمی پوشانده است.

در مورد روایت انس نیز باید گفت که درخواست انس از مادرش این نبوده که مادرش صورت حضرت زهراء(س) را توصیف کند تا گفته شود که انس صورت حضرت را اصلا ندیده است، بلکه درخواستش از مادرش این بوده که ویژگی حضرت زهراء (س) چگونه بوده است. مادر انس نیز ویژگی ظاهری حضرت را توضیح داده و در ضمن آن، صورتش را نیز توصیف نموده است. بیان شکل و رنگ صورت حضرت زهراء (س) توسط مادر انس، مانع از این نیست که گفته شود انس صورت حضرت را دیده است چراکه صورت حضرت آن قدر نورانی و ملکوتی بوده که مادر انس دوست داشته تا آن را توصیف کند با این که می دانسته که انس صورت حضرت را دیده است و او از باب تاکید این گونه حضرت را توصیف کرده است. این یک ویژگی زنانه است که وقتی می خواهند دختر یا زنی را توصیف کنند، ابتدا شکل و رنگ صورت او و میزان زیبایی اش را توصیف می کنند. از سوی دیگر مردان مومن، اگر زن یا دختری را که نامحرم است بشناسند، به گونه اجمالی او را می شناسند یعنی به محض دیدن او متوجه می شوند که فلان زن یا فلان دختر است ولی در ظرافتهای صورت او خیلی دقت نمی کنند چراکه آن اندازه اجمالی از شناخت صورت را برای شناخت آن فرد کافی می دانند و در صورت او خیلی دقت نمی کنند تا خدای ناکرده شیطان آنها را بفریبد و از این رو در صورت آن زن مستقیم نگاه نمی کنند و سعی می کنند حیا در نگاه را داشته باشند. از این رو می توان گفت که انس صورت حضرت را به گونه اجمالی می شناخته و مادرش دقیق تر برای او توضیح داده است ولی باید توجه داشت که این توصیف دقیق صورت حضرت، درخواست انس از مادرش نبوده است.

● نکته

اگر گفته شود که ایشان حتی از ناحیه صورت هم پوشیده بوده ، پاسخ آن است که چگونه امکان دارد که عمر بن خطاب هنگام رفتن به سوی دار الخلافه ابوبکر، حضرت فاطمه(س) را که از دارالخلافه باز می گشته در راه بشناسد؟! زنی که صورت خود را هم پوشانده ، اگر شوهرش یا یکی از محارمش با او روبرو گردد گاهی او را نخواهند شناخت، از این رو چگونه ممکن است که شخصی بیگانه او را بشناسد؟! وقتی فاطمه علیها السلام وضع و حالت پدرش را دید و به گریه افتاد، چگونه «ابو ایوب انصاری» جاری شدن اشک فاطمه علیها السلام را بر رخسارش دیده است؟ «جابربن عبدالله انصاری» و «عمران بن حصین» از کجا و چگونه خبر از زرد شدن صورت فاطمه علیها السلام داده‏اند؟

از سوی دیگر در آیه «و قل للمؤمنات یغضضن من ابصارهن و یحفظن فروجهن و لایبدین زینتهن إلا ما ظهر منها و لیضربن بخمرهن علی جیوبهن و لایبدین زینتهن الا لبعولتهن او آبائهن او آباء بعولتهن او ابنائهن او ابناء بعولتهن او اخوانهن او بنی اخوانهن او بنی اخواتهن او نسائهن او ما ملکت ایمانهن او التابعین غیر أولی الإربه من الرجال او الطفل الذین لم یظهروا علی عورات النساء و لایضربن بارجلهن لیعلم ما یخفین من زینتهن و توبوا الی الله جمیعا ایها المؤمنون لعلکم تفلحون»(نور،۳۱) ، فراز « لیضربن بخمرهن علی جیوبهن » [باید روسری‌های خود را بر گردن خویش فرو اندازند] که ویژه طرح چگونگی حجاب سر تا گردن است، نشان می دهد که پوشش صورت واجب نیست، زیرا اگر پوشش صورت واجب بود لازم بود آن را نیز ذکر می‌کرد؛ فقها برای تبیین عدم ضرورت پوشاندن صورت در مقابل نامحرم به این فراز استناد کرده اند. به عنوان نمونه مقدس اردبیلی می‌نویسد:

«لیضربن بخمرهن علی جیوبهن» بر عدم وجوب پوشش صورت دلالت دارد (مقدس اردبیلی، بی‌تا، ۵۴۴)

از سوی دیگر در روایات منقول از ائمه اطهار (ع) نیز آمده که پوشاندن صورت لزومی ندارد؛ به عنوان نمونه در کتاب شریف کافی آمده:

«عن ابی عبد الله (ع) قال قلت له ما یحلّ للرجلِ أن یری من المرأه إذا لم یکن محرماً قال الوجه و الکفان و القدمان‏» (کلینی،۱۳۶۳ش‏، ۵/۵۲۱)

[راوی می¬گوید: از امام صادق (ع) پرسیدم کدام قسمت از بدن زن را مرد نامحرم می¬تواند ببیند؟ فرمود: صورت، دو دست و دوپا].

نکته بسیار مهم در مورد روایت اول، سوم و چهارم از گونه اول آن است که ماندن زن در خانه یک اصل است و از باب احتیاط مطرح شده است، یعنی بر اساس نوع به کارگیری واژه توسط حضرت فاطمه (س) – «خیر للنساء»- در روایت چهارم از گونه اول، زن باید حتی الامکان در منزل باشد تا از دید نامحرمان مصون باشد؛ سیره ی مذکور یک رجحان و مزیت است؛ فاطمه (س) در مقام بیان یک امر ایده آلی و ترجیحی می باشند؛ ولی باید دانست که زن نیز می تواند با حفظ حجاب در جامعه ظاهر شود و کارهای مورد نیاز و ضروری را انجام دهد و حتی اشتغال به کاری خاص داشته باشد، همچنانکه حضرت زهرا (س) اینگونه عمل کرده و بر اساس روایات گونه دوم، ایشان در بیرون از خانه نیز با حفظ حجاب برای کاری خاص ظاهر گشته است. نکته آن است که اگر در آن زمان نیز شرایط و عرف جامعه عرب طوری بود که نیاز بود زنان مسلمان بیرون از خانه کار می کردند، حتما با حفظ حجاب همین کار را انجام می دادند، اما از آنجا که هر عصری اقتضایی دارد پس باید به اقتضاءات هر عصر و نسل توجه نمود تا به دام افراط و تفریط نیفتاد. برخی با کوته نگری و افراط غیر معقولانه تلاش دارند تا با استناد به روایات دسته اول اثبات کنند که زن باید در منزل باشد و به هیچ وجه از منزل خارج نشود؛ اما باید توجه داشت که رفتار معصومین (ع) برای ما حجت و دلیل عملی است و نباید به هر گونه افراط یا تفریط وقعی نهاد.

● حجاب حضرت فاطمه (س) بیرون از خانه

ایشان وقتی می‏خواست برای دیدار رسول‏خدا صلی الله علیه وآله وسلم یا عیادت ایشان یا دیگر کارها به خارج از خانه برود، جامه‏ای گشاد به نام «جلباب»( طریحی، ۱۳۳۹ ش، ۱۰۳) که آن را دور سرش می‏پیچد و ادامه‏اش تا کمرش می آمد، همراه با لباسی که پایین تنه او را می پوشاند و نامش «شمله» ( طریحی،۱۳۳۹ ش ، ۴۴۱) بود می‏پوشید؛ ذکر این دو جامه ایشان، در مصادر و منابع گوناگون آمده است و بیشتر اخبار منقول در این مورد، نصی واحد دارند؛ به عنوان نمونه:

۱- در خبر آمده:

« لما نزلت هذه الآیه علی النبی(ص): ( وإن جهنم لموعدهم أجمعین) بکی النبی(ص) بکاءً شدیدًا وبکت صحابته لبکائه…فانطلق بعض أصحابه إلی باب بیتها…أخبرها بخبر النبی(ص) وبکاءه؛ فنهضت والتفت بشمله لها قد خیطت فی اثنی عشر مکانًا بسعف النخیل… »(مجلسی،۱۴۰۳ق، ۴۳/۸۸).

[وقتی آیه « وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِینَ » [ : جهنم وعده گاه همه آنان است… ](حجر،۴۳) نازل شد پیامبر به شدت گریست واصحاب آن حضرت هم برای گریه او گریان شدند…، یکی از اصحاب پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم به سوی درب خانه فاطمه علیها السلام رفت…و از گریه پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم ایشان را آگاه کرد ، پس او از جای برخاست و لباس مندرس خود را که از دوازده موضع با شاخه درخت خرما دوخته شده بود پوشید…].

۲- طبرسی در « احتجاج » از عبداللَّه بن حسن به سندش از پدرانش روایت کرده است :

« انه لما أجمع أبو بکر وعمر علی منع فاطمه ( علیها السلام ) فدکا وبلغها ذلک لاثت خمارها علی رأسها ، واشتملت بجلبابها واقبلت فی لمه من حفدتها ونساء قومها تطأ ذیولها …»( طبرسی، احمد بن علی، بی تا، ۱/۱۳۱).

[وقتی ابوبکر و عمر بر منع فدک از فاطمه علیها السلام هم نظر شدند و خبر این مطلب به حضرت فاطمه علیها السلام رسید، مقنعه خود را سر کرد و لباس خود را پوشید و با گروهی از زنان خدمتکار و بانوان خویشاوندش حرکت کرد، هنگام راه رفتن لباس حضرت به زمین کشیده می‏شد و پایین لباس زیر پایش می‏رفت…].

● نتیجه

بنابر آنچه بیان شد می توان دریافت که بر اساس آنچه در آیات و روایات و اخبار تاریخی و سیره حضرت زهرا(س) آمده، ایشان در مقابل نامحرم صورت خود را نمی پوشانده است. این یک الگوی مهم برای زنان مسلمان و همه اقتداگران به سیره معصومین(ع) می باشد که می خواهند هر فعل معصوم را بدون افراط و تفریط انجام دهند، چراکه اصل دینداری، حفظ راه میانه و وسط است و در کلام امیر المؤمنین(ع) آمده :«الیمین و الشمال مضله، والطریق الوسطی هی الجاده»[راست و چپ، مایه گمراهی است و راه میانه، جاده اصلی است]. نپوشاندن صورت توسط حضرت زهرا(س) و از سویی، پوشاندن تمام بدن توسط «جلباب» و «شمله» به عنوان پوشش در مقابل فرد نامحرم و نیز در بیرون از خانه، از این حکایت دارد که ایشان راه میانه را اتخاذ نموده و سیره عملی ایشان، حاکی از حجاب و عفاف ایشان است. پس زن نیز می تواند با حفظ حجاب و عفاف در بیرون از منزل ظاهر شود و به فعالیتهای گوناگون بپردازد.

پژوهشگرعلیرضا کاوند/ عضو هیات علمی دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم

منابع:

۱. قرآن کریم

۲. آلوسی، سید محمود، شرح مسائل الجاهلیه، تحقیق:علی بن أحمد ، قاهره: مطبعه السلفیه، بی تا

۳. آمرتسری، عبید الله، ارجح المطالب فی عد مناقب اسدالله الغالب، لاهور: بی نا، بی تا

۴. ابن أشعث کوفی، محمد بن محمد؛ الجعفریات ( الأشعثیات )، طهران: مکتبه نینوی، بی تا

۵. ابن المغازلی،علی بن محمد؛ مناقب اهل البیت؛ تحقیق محمد کاظم محمودی، چ ۱، تهران: مجمع تقریب مذاهب اسلامی، ۱۳۸۵ ش

۶. ابن جوزی، عبد الرحمن بن ابی الحسن بن علی، احکام النساء، بیروت: دار الکتب العلمیه، ۱۴۰۵ق

۷. ابن حاتم عاملی، یوسف؛ الدر النظیم؛ قم: مؤسسه النشر الإسلامی التابعه لجماعه المدرسین، بی تا

۸. ابن شهر آشوب، محمد بن علی؛ مناقب آل ابی طالب؛ بی جا: منشورات العلامه، بی تا

۹. ابن صبان، محمد؛ اسعاف الراغبین فی سیره المصطفی بهامش نور الابصار، مصر: بی نا، بی تا

۱۰. ابن یوسف حلی، علی؛ العدد القویه؛ تحقیق : سید مهدی رجائی؛ چ ۱، بی جا: مکتبه آیه الله المرعشی العامه، ۱۴۰۸ ق

۱۱. ابو نعیم اصفهانی، احمد بن عبدالله؛ حلیه الاولیاء و طبقات الاصفیا ؛ اعده و قدم له: کمال یوسف الحوت؛ بیروت: دار الکتاب العربی، ۱۴۰۷ق

۱۲. اربلی، عیل بن عیسی بن ابی الفتح؛ کشف الغمه فی معرفه الائمه؛ چ۲، بیروت: دار الأضواء، ۱۴۰۵ ق

۱۳. امینی، سید عبدالحسین احمد؛ الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب؛ چ۴، بیروت: دار الکتاب العربی، ۱۳۹۷ ق

۱۴. بحرانی، سید هاشم؛ حلیه الابرار؛ قم: دار الکتب العلمیه، ۱۳۹۷ ق

۱۵. بروجردی، سید حسین؛ جامع احادیث الشیعه؛ چ ۱، قم: المطبعه العلمیه، ۱۳۹۹ ق

۱۶. ترمذی، محمد بن عیسی بن سوره؛ سنن الترمذی؛ تحقیق وتصحیح : عبد الوهاب عبد اللطیف؛ چ ۲، بیروت: دار الفکر للطباعه والنشر والتوزیع، ۱۴۰۳ق

۱۷. تستری، نورالله بن شریف الدین؛ احقاق الحق؛ تصحیح و مقدمه نویس: حسن شیخ دخیل؛ بی جا: حسن شیخ دخیل، ۱۳۲۶ق

۱۸. حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله بن محمد؛ المستدرک علی الصحیحین؛ إشراف : یوسف عبد الرحمن المرعشلی؛ بی جا: بی نا، بی تا

۱۹. حر عاملی، محمد بن حسن؛ وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه؛ تحقیق وتصحیح وتذییل : شیخ عبد الرحیم ربانی شیرازی؛ چ۵، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ ق

۲۰. خزاز قمی، علی بن محمد بن علی؛ کفایه الاثر فی النص علی الائمه الاثنی عشر؛ تحقیق : عبداللطیف حسینی کوه کمری خوئی، قم: بیدار، ۱۴۰۱ق

۲۱. خوارزمی، ،مناقب؛ بی جا: مکتبه نینوی، بی تا

۲۲. ذهبی، محمد بن احمد؛ تذکره الحفاظ؛ بیروت: دار إحیاء التراث العربی؛ بی تا

۲۳. راوندی، فضل الله بن علی؛ النوادر؛ تحقیق : سعید رضا علی عسکری؛ چ ۱، قم : مؤسسه دار الحدیث الثقافیه، بی تا

۲۴. زرندی حنفی، محمد بن یوسف؛ نظم درر السمطین فی فضائل المصطفی و المرتضی و البتول و السبطین؛ چ۱، بی جا: بی نا، ۱۳۷۷ق

۲۵. صالحی شامی، محمد بن یوسف؛ سبل الهدی والرشاد، تحقیق وتعلیق : شیخ عادل أحمد عبد الموجود ، شیخ علی محمد معوض؛ چ۱، بیروت: دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۴ ق

۲۶. طبرانی، سلیمان بن احمد؛ المعجم الکبیر؛ تحقیق وتخریج : حمدی عبد المجید السلفی؛ چ۲، بی جا : دار إحیاء التراث العربی، بی تا

۲۷. طبرانی، سلیمان بن احمد؛ المعجم الاوسط؛ تحقیق : قسم التحقیق بدار الحرمین؛ بی جا: دار الحرمین للطباعه والنشر والتوزیع، ۱۴۱۵ ق

۲۸. طبرسی ، حسن بن فضل؛ مکارم الاخلاق؛ چ۶، بی جا: منشورات الشریف الرضی،۱۳۹۲ ق

۲۹. طبرسی، علی؛ مشکاه الأنوار؛ تحقیق مهدی هوشمند؛ چ۱، بی جا: دار الحدیث، ۱۴۱۸ ق

۳۰. طبرسی، احمد بن علی؛ احتجاج؛ بی جا: منشورات دارالنعمان، بی تا

۳۱. طبری آملی، محمد بن محمد؛ بشاره المصطفی؛ بی جا: مطبعه الحیدریه، بی تا

۳۲. طبری، محمد بن جریر بن رستم؛ دلائل الامامه؛ قم : مؤسسه البعثه ، ۱۴۱۳ ق

۳۳. طریحی، فخرالدین؛ مجمع البحرین؛ تهران: مصطفوی، ۱۳۳۹ ش

۳۴. طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، بیروت: دار صعب، بی تا

۳۵. غزالی، محمد بن محمد ؛ إحیاء علوم الدین؛ چ۲، بیروت: دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۲ ق

۳۶. فیروز آبادی، سید مرتضی بن محمد؛ فضائل الخمسه من الصحاح السته؛ قم: المجمع العالمی لاهل البیت(ع)،۱۴۲۲ ق

۳۷. کلینی، محمد بن یعقوب؛ الکافی، تصحیح و تعلیق : علی أکبر الغفاری؛ چ۵، تهران: دار الکتب الإسلامیه، ۱۳۶۳ش‏

۳۸. متقی هندی، علی بن حسام الدین؛ کنزالعمال فی سنن الاقوال و الافعال؛ ضبط وتفسیر : شیخ بکری حیانی / تصحیح وفهرسه : شیخ صفوه السقا؛ بیروت: مؤسسه الرساله، ۱۴۰۹ ق

۳۹. مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی؛ بحار الأنوار الجامعه لدرر اخبار الائمه الاطهار؛ چ ۲، بیروت: مؤسسه الوفاء، ۱۴۰۳ق

۴۰. مفید، محمد بن محمد بن نعمان؛ الاختصاص؛ تحقیق : علی أکبر غفاری و سید محمود زرندی؛ چ۲، بیروت: دار المفید للطباعه والنشر والتوزیع، ۱۴۱۴ق

۴۱. مقدس اردبیلی، احمد؛ زبده البیان فی أحکام القرآن؛ چ۱، تهران: المکتبه الجعفریه لإحیاء الآثار الجعفریه، بی‌تا

۴۲. مقدس اردبیلی، احمد؛ مجمع الفائده و البرهان فی شرح ارشاد الاذهان، چ ۱، قم: مؤسسه النشر الاسلامی، ۱۴۱۴ ق

۴۳. مناوی شافعی ، محمد عبدالرؤوف بن علی بن زین العابدین؛ اتحاف السائل بما لفاطمه من المناقب و الفضائل، قاهره: مکتبه القرآن، بی تا

۴۴. نراقی، احمد بن محمد مهدی؛ مستند الشیعه فی احکام الشریعه؛ تحقیق: مؤسسه آل البیت علیهم السلام لإحیاء التراث؛ چ۱، قم: مؤسسه آل البیت علیهم السلام لإحیاء التراث، ۱۴۱۹ ق

۴۵. نوری، حسین بن محمد تقی؛ مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل؛ تحقیق: مؤسسه آل البیت علیهم السلام لإحیاء التراث؛ چ ۱، بیروت: مؤسسه آل البیت علیهم السلام لإحیاء التراث، ۱۴۰۸ ق

۴۶. هیثمی، علی بن ابی بکر؛ مجمع الزوائد؛ بیروت: دار الکتب العلمیه ؛ ۱۴۰۸ ق