مهدویت و انتظار

مهدویت و شهادت طلبی

گرچه در روایات، برخی ویژگی‌های یاران امام عصر عجل الله تعالی فرجه بیان شده است، برخی تصور می‌کنند این ویژگی‌ها، استثنایی هستند و و احادیثی مثل: «همانا دل هر مردی از آنان (یاران مهدی) از پاره‌های فولاد، محکم و استوارتر است»[1] یا «هر مرد از آنها قوت چهل مرد را دارد»[2] و نظایر آن، که خبر از مناجات‌‌های شبانه و جنگ‌های شجاعانه آنها می‌دهد،[3] موجب تعجب بسیاری از مردم می‌شود. ولی شهدا و رزمنده‌‌های ما در طول دفاع مقدس، این روایات را عملاً تفسیر کردند و نشان دادند که در بدترین اوضاع فرهنگی و اخلاقی جهان هم می‌توان عاشق و مطیع دستورات امام زمان عجل الله تعالی فرجه بود.

بیایید درس قدم نهادن در خیمة سبز انتظار را از کسانی بیاموزیم که سال‌های نه چندان دور، در همین کوچه پس کوچه‌هایی که ما قدم می‌زنیم، قدم می‌زدند و اکنون آسمانی شده‌اند.

درس محبت و معرفت به امام زمانمان را از کسانی بیاموزیم که حتی بعد از شهادت نیز با سینه‌ای شکافته و چشمانی باز، ستاره‌های آسمان را از بزرگی خود به حیرت وا داشتند و هر کدامشان ستاره‌ای شدند که راه را با آنان می‌توان شناخت.

کسانی که می‌خواهند بیشتر با امام زمان عجل الله تعالی فرجه اشنا شوند، می‌توانند از معبری عبور کنند که شهدا با نثار جان خود، عاشقانه، آن را باز کرده‌اند. معبری که از بین جلوه‌های رنگارنگ گناه می‌گذرد و شاه‌راهی شده است که با پیمودن آن، می‌توان از فتنه‌های آخرالزمانی در امان بمانی. در این نوشتار به بیان یکی از ویژگی‌های یاران امام زمان عجل الله تعالی فرجه یعنی «شهادت طلبی» می‌بپردازیم.

امیرالمؤمنین علیه السلام در مورد یکی از ویژگی‌های یاران فرزندش امام مهدی عجل الله تعالی فرجه می‌فرمایند: «(یاران مهدی عج) شهادت را می‌طلبند و همواره آرزو دارند که در راه خدا کشته شوند.»[4]

«شهادت‌طلبی» به این معناست که انسان، آگاهانه جان خود را نثار خدای خود کند تا به سعادت ابدی دست یابد. لذا شهدا با نگاه به آینده، جان فانی خویش را دادند تا جانی جاودانه به دست آ‌ورند. هر کس که دنباله رو مکتب اهل‌بیت‌ علیهم السلام باشد، آرزوی چنین سعادتی را دارد و به همین خاطر، پیر و مراد شهیدان، امام راحل(ره) چنین فرمودند که: «خط سرخ شهادت، خط آل محمدk و علی علیه السلام ست و این افتخار از خاندان نبوت و ولایت به ذریه طیبه آن بزرگواران و به پیروان خط آنان به ارث رسیده است.»[5] و در جای دیگری فرمودند: «در انتظار فوز شهادتم.»[6]

وقتی به خاطرات شهدا نگاه کنیم، می‌بینیم که آنها لحظه به لحظه آرزوی شهادت داشتند. آنقدر مشتاق این فوز عظیم بودند که بی‌قراری‌های آنان قابل وصف نبود. این که «شهید حسین علم الهدی» برای رسیدن به این سعادت، اشک بی‌قراری می‌ریخت، نشان از روحیة شهادت طلبی او دارد. از یکی از رفقایش نقل شده است که آن شهید بر سر قبور شهدای اهواز قدم می‌زد و برای تک تک آنها فاتحه می‌خواند و می‌گریست. به مزار «شهید اصغر گندم‌کار» که رسید، غریبانه نشست و صدا در گلویش شکست. گوش دادم، دیدم بریده بریده می‌گوید: «اصغر! دعایم کن که به مهمانی خدا بروم.»[7]

این که شهید «حسن بامری» حتی در موقع نشست و برخاست هم می‌گفت: «خدایا شهادت را نصیب من کن» نشان از روحیة شهادت‌طلبی او می‌دهد و سرانجام در لحظات آخر با خدای خود چنین مناجات کرد که: «خدایا! تو را شکر که این چنین مرگی را نصیبم کردی.»[8]

«شهید مهدی زین‌الدین» این روحیة شهادت‌طلبی را چه زیبا در نخستین ملاقات‌ها با همسرش به نمایش گذاشت؛ آنجا که به همسرش گفت: «شما می‌دانید که من قبلاً ازدواج کرده‌ام و این ازدواج دوم من است؟ شما باید بدانی که من قبلاً با جبهه و جنگ و شهادت ازدواج کرده‌ام و شما همسر دوم من هستید. پایان راه من شهادت است. و اگر جنگ تمام شود و من شهید نشوم، هر کجا که جنگ حق علیه باطل باشد، من به آنجا می‌روم تا آن که شهید شوم.»[9]

بی‌قراری‌های «شهید علیرضا میرزایی» نیز حکایت از همین ماجرا دارد. نقل شده است وقتی که قطعنامه پذیرفته شد، آنقدر بی‌قراری ‌کرد که رفقای هم‌رزمش هم به او واکنش نشان دادند، ولی او در جواب دوستانش، با صدایی بغض‌آلود می‌گفت: «اگر یک بار دیگر درِ شهادت را به رویمان باز کنند، یک قربانی دیگر به راه او هدیه خواهم کرد.» بعدها که عملیات مرصاد شروع شد، رفقای «شهید علیرضا میرزایی» دیدند که چه زیبا بی‌قراری‌هایش به پایان رسیده است.[10]

بسیاری از شهدا، آنقدر مشتاق شهادت بودند که در آخرین لحظه‌های زندگی، وقتی که احساس می‌کردند رفتنی هستند، خوش‌حالی می‌کردند؛ مانند «شهید عزیزی» که هنگام شهادتش با لهجه شیرین آذری در حالی که انگشتش را روی بینی‌اش می‌کشید به هم‌رزمش می‌گفت: «دلت بسوزد! من دارم می‌روم پیش آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه.» و کم کم شهادتین را زیر لب زمزمه کرد و با لبخندی زیبا، رو به آسمان نقش بر زمین شد.[11]

اگر دست نوشته‌ها و وصیت‌نامه‌های شهدا را مرور کنیم، می‌بینیم که در آن نوشته‌های نورانی اشتیاق برای شهادت موج می‌زند. «شهید محمد رضا نیکوخواه» در وصیت‌‌نامه‌اش می‌گوید: «عشق به شهادت، مرا دیوانه کرده است و به عشق دیدار سید الشهدا علیه السلام دلم بی‌قراری می‌کند و با هیچ چیز آرام نمی‌گیرد الا با شهادت.»[12]

و «شهید رضا پورعابد» در یکی از دست نوشته‌هایش این طور می‌گوید: «هر عطشی با آب یا نوشیدنی دیگر برطرف می‌شود؛ اما عطش من را ترکش‌های گرم‌تر از آتش رفع می‌کند.»[13]

اینها گوشه‌هایی از روحیه شهادت طلبی رزمنده‌های جان بر کفمان در جبهه‌هاست که ما می‌توانیم از آنها به خوبی الگو بگیریم. بی‌تردید کسی که منتظر ظهور امام عصر عجل الله تعالی فرجه است، باید روحیه شهادت‌طلبی را در وجودش نهادینه کند. زیرا ادعای منتظر بودن، بدون این روحیه، شعاری بیش نیست.

شهدای ما، با شور و نشاط خاصی، هر صبح دعای عهد را مي‌خواندند و فراز «وجعلنی من المستشهدین بین یدیه» را طوری دیگر بر لب زمزمه می‌کردند و نه تنها با زبان، بلکه در عمل هم به آن پایبند بودند. به همین خاطر است که در وصیت نامه «شهید حسین علی فرخ روز» و امثال وی، این طور آمده است که: «ای خمپاره‌ها و گلوله‌ها! بدنم را سوراخ سوراخ کنید تا شاید قطره‌های خونی که از من بر زمین ریخته می‌شود، فرج مولایم و فرمانده‌ام امام زمان عجل الله تعالی فرجه را نزدیک گرداند.»[14]

*. دانش پژوه مرکز تخصصی مهدویت.

[1]. «ان قلب رجل منهم اسد من زبرالحدید»، ینابیع المودة، ج3، ص730.

[2]. بحارالانوار، ج52، ص308.

[3]. همان.

[4]. «… یدعون بالشهادة و یتمنون ان یقتلوا فی سبیل الله»، همان، ج57، ص304.

[5]. صحیفه امامw، ج15، ص226.

[6]. همان، ج2، ص318.

[7]. سیره شهدای دفاع مقدس، ج10، ص39.

[8].همان، ص32.

[9]. همان، ص109.

[10]. همان، ص94.

[11]. همان، ص163.

[12]. همان، ص154.

[13]. همان، ص161.

[14]. امام زمان و شهدا، ص193.

درباره نویسنده

مدیریت محتوا

من کان لله ، کان الله له

غنچه ای بوده ام از جنس بهار/پرحرارت شدم از پرتو خورشید بلند/سرد گشتم از سایه بی شیله ابر/ سرخوشم با گل یاسی که به هر صبح سحر/ با شمیمی که زجان می روید/می نوازد دل را/ و سپاس از کرم و لطف خدا/و به امید قدمهای خوش یار به چشم/ بی دل فردایم.. (مهدوی)